دیروز آلبوم همایون شجریان منتشر شد
امروز خریدمش
رفتم کافه ،به یکی از دوستان توی کافه دادم تا سی دی رو پلی کنه.
برای اولین بار اونجا پخش شد ،گوش کردم و بسی لذت بردم..
امروز داشتم تو حال و هوای خوبی با دوستم دور و برتئاتر شهر قدم میزدم و بعد خواستم برم سمت مترو
یه دفعه مامورین صلب آسایش جلومو گرفتن :مامور:خانوم چرا مانتوت کوتاهه؟(من:آخه چی کار به لباسه منه بدبخت دارید):مامور:چرا موهات پیداست؟(من:نحریک شدی؟خاک بر سررررررررررررررت).مامور:برو تو ماشین خانوم تعهد بده،جناب سروان .(من:حالا چرا تو ون دمه در خوبه دیگه من کار دارم(و....................................................................
و تا الان دارم هنووووز به قضیه بعد ازظهر فکر میکنم که به حکومت و یه عده جونور انسان نما چقدر میتونن مغز فندوقی و بیکار باشن
آه و افسوس به میزان فراوان
خدایا ! پر از کینه شد سینه ام
چو شب رنگ درد و دریغا گرفت
دل پکروتر ز ایینه ام
دلم دیگر آن شعله ی شاد نیست
همه خشم و خون است و درد و دریغ
سرایی درین شهرک آباد نیست مگر پشت این پرده ی آبگون
تو ننشسته ای بر سریر سپهر
به دست اندرت رشته ی چند و چون ؟
شبی جبه دیگر کن و پوستین
فرود ای از آن بارگاه بلند
رها کرده ی خویشتن را ببین
زمین دیگر آن کودک پک نیست
تو گر مرده ای ، جانشین تو کیست ؟
که پرسد ؟ که جوید ؟ که فرمان دهد ؟
وگر زنده ای ، کاین پسندیده نیست
مگر صخره های سپهر بلند
که بودند روزی به فرمان تو
سر از امر و نهی تو پیچیده اند ؟
مگر مهر و توفان و آب ، ای خدا
دگر نیست در پنجه ی پیر تو ؟که گویی : بسوز ، و بروب ، و برای
گذشت ، ای پیر پریشان ! بس است خدایا ! غم آلوده شد خانه ام
پر از خشم و خون است و درد و دریغ
دل خسته ی پیر دیوانه ام
چند وقت پیش واسه یه دوسته خوبم یه نامه پست کردم بعده یه مدت طولانی باز برگشتم به علایق قدیمی و نوستالم .
انقدر از نمه دادن و گرفتن خوشم میاد و دلگرم میشم.
حس میکینم دوستم خیلی زیاد دوستم داره که وقت گذاشته.
اینجوری میتونم همیشه نامه شو داشته باشم لمس کنم ببیینمش بوش کنم..
اما ایمیل چی؟...هیچی.
مخالف سرعت تو ارتباطات نیستم اما راههای ارتباطیه قدیمی صفاش بیشتر بود.
......نمیدونم چمه ، حالم چرا اینجوریه؟!
دلم میخواست ....
نه ولش کن دلم نخواست...
همون حاله دلم بارونیه ساده باشه بسه ..
.........................................
ر ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون
ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
با دلُم گریه کن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون
از یه ماه پیش تاحالا تمرینای همنوازی گروه سه تار نوازان کلاسم بر قرار شده منم به تشویق استاد عزیز سه تازم میرم .اولش شجاعتشو نداشتم میگفتم خودم برای دل خودم مینوازم همین مرا بس.اما به تشویق استادم تو تمرینات گروه شرکت کردم و خیلی هم دوست دارم زیاد.............................................
ای جانم.چقدر برام نوستالژیکه این آلبوم .اولین کنسرتی که رفتم از استاد شجریان.خیلی خیلی خوش گذشت.هنوزم وقتی یاد اون شب میفتم اشک تو چشام میاد.خیلی هیجان زده بودم و از لحظه لحظه کنسرت لذت بردم.آلبوم مرغ خوشخوان که رندان مست رو هم شامل میشه به زودی پخش میشه.
http://shajarianfans.com/post/700.aspxلحظه ی دیدار نزدیک است!
باز من دیوانه ام. مستم!
باز می لرزد دلم، دستم.
باز گویی در جهان دیگری هستم.
های نخراشی به غفلت ،گونه ام را تیغ!
های نپریشی صفای زلفکم را باد!
آبرویم را نریزی دل، ای نخورده مست!
لحظه دیدار نزدیک است.
از فردا فروش بلیط شروع میشه هر کی دوس داره بیاد.
www.sigozar.com آدرس سایت خرید اینترنتی بلیط هست.